حسنعلى خان افشار

43

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

نزديكى حسينيه ، به آرامش ياد شده اشاره مىكند . « 1 » روزگار شاه مرد را مىتوان پايان روزگار شكوه و بالندگى طايفه جودكى دانست . جودكى يكى از كهن‌ترين طايفه‌هاى لرستان است كه در اين زمان تشمالى نيرومند به نام نصير خان بر آن حكومت مىكرد . آوازهء نام نصير خان كه به زمان ما نيز رسيده است و در گزارش‌هاى گوناگونى كه در دست داريم بازتابى گسترده يافته است ، خود گوياى اين حقيقت است . قلمرو جودكى ميانكوه لرستان تا نزديكى انديمشك بوده و هست و دژ استوارى كه هنوز آثار آن در ميانكوه پابرجاست ، مركز فرماندهى خان نيرومند جودكى بوده است . اين دژ اكنون نيز به نام او خوانده مىشود . آنچه كه پيدا است جودكى نيز همچون ديگر طايفه‌هاى لرستان به سازش با اردشير ميرزا تن در داده بود . البته باتوجه به موقعيت جغرافيايى قلعه نصير كه بر سر راه اردوكشى سهام الدوله به خوزستان قرار داشت - در صورتى كه با داشتن جنگ‌افزارهاى سنگين و دشوارى راه بپذيريم كه اردوى او از ميانكوه گذر كرده است - درگيرى سهام الدوله با جودكىها گريزناپذير مىنمايد . اشاره‌هاى حسنعلى خان در اين سفرنامه تا اندازه‌اى حقيقت را بر ما روشن مىسازد . او مىنويسد : در قلعه ، سهام الدوله چند نفر سرباز لرستانى گذاشته كه محافظت قلعه نمايند . ما را كه ديدند صدا كردند نياييد كه تفنگ مىاندازيم . آدم فرستادم كه ما ياغى نيستيم در را باز كنيد . گفتند اگر از خود سهام الدوله حكم نداشته باشيد ، در وا نمىشود . هرچه كرديم در قلعه را وانكردند . شب را در بيرون با سرماى تمام به‌سربرديم « 2 » . برپايهء اين گزارش آنچه كه روشن است قلعه به دست نيروهاى دولتى بوده است ، اما اين نكته كه نصير خان خود در قلعه بوده و فرمان حكمران تازه را پذيرفته است يا اين‌كه با آمدن نيروهاى دولتى دژ را ترك گفته است ، چندان بر ما روشن نيست . باتوجه به پافشارى نيروهاى نگهبان قلعه در بازنكردن در به روى حسنعلى خان ، اين گمان قوت مىگيرد كه نصير خان قلعه را ترك كرده است و سهام الدوله از سربازان لرستانى ، كه درست نمىدانيم از چه طايفه‌اى بودند ، گروهى را در آن جاى داده است ، زيرا اگر

--> ( 1 ) . نك : متن ، ص ص 89 - 91 . ( 2 ) . متن ، ص 88 .